Thursday, 25 June 2009

نامه سرگشاده مهندس عبدالعلی بازرگان به رهبر جمهوری اسلامیسه شنبه ، 2 تیر 1388

نامه سرگشاده مهندس عبدالعلی بازرگان به رهبر جمهوری اسلامیسه شنبه ، 2 تیر 1388
میزان: مهندس عبدالعلی بازرگان،مفسر به نام قرآن و نهج البلاغه، دیروزدر نامه ای سر گشاده به رهبر جمهوری اسلامی به مقایسه رفتار آیت اللهخامنه ای با رفتار امام اول شیعیان پرداخت.نامه فرزند شادروان مهندس مهدی بازرگان بدین شرح است:
هوالعلی الکبیر
جناب آقای سید علی خامنه ای، نمیدانم با چه زبان و از کدامین ظلم وجنایتى با شما سخن بگویم که مشفقان و دلسوختگان ملت نگفته باشند؟ در نظاممتمرکز و مطلقه ای که همه راهها منتهی به رأی و تصمیم شخصی شما گشته،نامه‌های ناصحانه متعددی در ارتباط با تقلب انتخاباتی وسرکوب خونینمعترضین به جنابعالی نوشته شده که هیچکدام هم پاسخی دریافت نکرده‌اند.بنده نیز امیدی ندارم این نوشته از کانال‌های کنترل شده ارتباطی بیتبگذرد و به رؤیت شما برسد، با این حال بنا به وظیفه ملی و دینی خودنکاتی را یادآور می‌شوم.
در نظام ولایت مطلقه فقیه، شما و تئوریسین‌های این تِز مدعی هستیدمشروعیت خود را نه از آراء اکثریت مردم، بلکه ازپیوند به ولایت اهل بیتمطهر پیامبرمکرم اسلام می‌گیرید. سرسلسله ولایت و عرفان در مکتب تشیعامیرالمومنین علی(ع) است که دیدگاه سیاسی خود و معیارهای مطلوب حکومتی رادر "عهدنامه‌ای" که به "منشور حکومت اسلامی" شهرت یافته، تدوین کرده است.عهدنامه‌ای که برای اداره سرزمین بزرگ مصر به "مالک اشتر" سپرده تادرماموریت خطیر خود به عدالت رفتار کند. بنابراین بر آن شدم عملکرد شمادر وقایع خونبار اخیر را در عرضه به این منشور، که تبلور عصاره تجربیات حکومتی نخستین امام مکتب تشیع است، مورد ارزیابی و مقایسهقرار دهم. گرچه این نکات را بهتر از من می‌دانید، اما خواستم بهمصداق:"فذکرفان الذکری تنفع المومنین"، هرچند خوشایند شما و چاپلوساننباشد، هم یادآوری کرده باشم، و هم به کسانی که ولایت شما را از سنخ همانولایت می‌دانند تفاوت زمین تا آسمان را به توفیق حق نشان دهم.
الف – بدبینی ملت به رهبری
جناب آقای خامنه‌ای، میلیون ها ایرانی آزاده، به حق یا باطل، شما را درحوادث اخیر به خاطر حمایت بی دریغتان از رئیس جمهور و تقلبآشکارانتخاباتی همکاران او، عامل اصلی تشنجات و کشتارها می‌دانندوسیاست‌های یک طرفه و استبدادی شما را محکوم و عدالت و صلاحیت رهبری‌تانرا انکارمی کنند. جنابعالی مسلماً چنین قضاوتی را بر نمی‌تابید، اما مدعیپیروی از کسی هستید که (در همان عهدنامه) فرمود:
اگر ملت برتو گمان ستمگری بَرَد( حکم ترا ظالمانه بشمارد)، عذر خویش رابا شفافیت تمام برای آنها بیان کن و بدگمانی مردم را با دلائل روشن ازخود دور ساز. مسلماً در این (تمکین به حقوق و حاکمیت مردم) ریاضتی است کهباید بر خود دهی، و رفاقتی است با مردم، و رسیدنی است به آرمانت که بایدبرپاداشتن مردم در راه حق باشد (بند ۱۳۰ عهدنامه).
اما شما جز تأیید شتابزده صحّت انتخابات پیش از زمان قانونی آن و مردودشمردن ادعای مخالفین بر تقلب درامانت ِ آراء، نه تنها هیچ دلیل و منطقیجز پافشاری بر درستی و "شیرینی"! آن ارائه ندادید، بلکه نیروهای سرکوبتحت فرمانتان را از "تلخی" عواقب کشتار منع نکردید. در حالی که باید بهجای تهدید و توبیخ، با عدالت و انصاف و عذرخواهی ازملت، آنها را آموزش ورشد می‌دادید.
با وجود بسته شدن خبرگذاری‌ها و همه امکانات و ابزار رسانه‌ای ِ قابلکنترل، برای بی خبر نگه داشتن توده‌های مردم از سرکوب سازمان یافتهحاکمیت، به نظر نمی‌رسد برای شما محدودیتی برای آگاهی ازعوارض این قلع وقمع باشد. آیا هرگز گزارش و عکسی ازشهدا و مجروحین وقایع اخیر را به سمعو نظر شما رسانده اند؟ آیا می‌دانید نزد خدا و خلقش، به عنوان تصمیمگیرنده اصلی و مسئول مستقیم آنها پاسخگوی در دنیا و آخرت هستید؟ از دوحال خارج نیست؛ یا می دانید، یا نمی دانید. این سئوال را رهبر سلف شما درآستانه انقلاب از شاه کرد. آیا به یاد نمی‌آورید!؟
اختلاف میان مقام رهبری و ملت، امری بسیار طبیعی و عادی در سایرکشورهاست، در نظام ولایت فقیه، همواره این مردم هستند که صغیر و مهجور ومحتاج سرپرستی هستند و حق همیشه با رهبری است و نظر او "فصل الخطاب" و"حکم حکومتی"اش حذف کننده هرحرکت فکری است. اما در همان "عهدنامه"، درتنازع احتمالی رهبر با ملت (مشابه چنین حوادثی)، تصریح شده است طرفینموظفند به کتاب و سنت (قانون) مراجعه نمایند ورهبری هیچ حق ویژه ای بردیگران ندارد (بندهای ۶۳ تا ۶۵).
جناب آقای خامنه‌ای، اینک متاسفانه میان شما و بخش عظیمی از ملت اختلاف وفاصله‌ای عمیق افتاده است که در صورت لجاجت و بی‌اعتنائی به حقوق مردم،میرود خدای ناکرده به جنگی داخلی و برادرکشی منتهی شود آثار چنین فتنه‌ایکه تا ابد بر پیشانی عاملان آن باقی می ماند، نام نیکوئی از شما باقینمی‌گذارد.
توجه تان را به تصویر زشتى ازاین اوضاع در فرازی دیگر ازعهدنامه جلب میکنم:
اگر ملت بر رهبری چیره گردد (نظام مدیریت گسسته شود) یا رهبری به ملت ستمکند، در این هنگام اختلاف کلمه پدید می‌آید و نشانه‌های زورگوئی قدرتآشکار می‌گردد، فریب کاری‌های دینی زیاد می‌شود ، عمل به سنت‌های نیکومتروک می ماند، هر کس به دلخواه عمل میکند، احکام معطل می‌ماند، دردها وبیماری‌های(جسمی و روحی) مردم افزون می‌شود، هیچ کس از پایمال شدن حقبزرگ و رواج امور باطل بیمی به دل راه ندهد (بی‌تفاوتی مردم). در اینهنگام نیکان به‌خواری و بدکاران به عزّت می‌رسند(خطبه ۱۶۰).
ب- انتقاد به رهبری
جناب آقای خامنه‌ای، علی(ع) که شما سالی را به یاد او نامگذاری کردید، درهمان آغاز خلافت، صریحاً مردم را به حق‌گوئی (انتقاد) از خود و نظردهی(مشورت) دعوت و تأکید کرد: "من بالاتر از این نیستم که اشتباه نکنم، مگرآنکه خدا کفایتم کند" (خطبه ۲۱۶) و در متن عهدنامه معروف خود به مالکهشدار داد:
باید نزدیک‌ترین وزیرانت از نظرقرب مقام کسی باشد که بیشترین حرف تلخ حقرا به تو میزند و آنگاه که عملی از تو سر می‌زند که خدا از اولیائش ناخوشدارد، کمترین یاری را به تو می‌رساند، ... همکارانت را به جد بیاموز تاتو را ستایش و بی‌جهت تجلیل نکنند. (بند ۳۳)
شما اگر در حوادث اخیر به جای دستگیری گسترده رهبران گروه های سیاسی وصاحب نظران دلسوزملک و ملت، از بیم واهی بهره برداری از نیروی خشم ملت، واعتمادتان به تحلیل‌های اطرافیانتان، طبق فراز زیر با آنان گفتگو ورایزنی می‌کردید، آیا به صلاح خودتان و ملک و ملت مظلوم نبود؟
تا آنجا که می‌توانی با دانایان و حکیمان (کارشناسان) در تثبیت آنچه امورکشور را به اصلاح و مردم را به پا می دارد مذاکره کن. (بند ۴۰)
رهبران فکری و سیاسی مردم که جای خود دارد، شما طبق این عهدنامه وظیفهدارید بخشی از اوقات هفته را به شنیدن نظریات کسانی که به شما انتقاددارند، اختصاص دهید:
باید قسمتی از اوقات خویش را به کسانی که مطالباتی ازخودت دارند اختصاصدهی و در مجلسی عمومی که نهایت تواضع را به خاطر خدا انجام می دهی، بدونحضورنیروهای نظامی، حراستی (امنیتی) و پلیس، شخصاً حضوریابی تا گویندگان(شاکیان) بدون لکنت زبان با تو سخن بگویند، که من از رسول خدا، نه یکبار،که به کرات شنیدم که می‌فرمود: هرگز نظامی را که حق ِ ضعیف بدون لکنتزبان از قوی ستانده نمی‌شود، نمی توان نظام مقدس (پاک و مبرای از عیب)شمرد... ( بندهای ۱۰۹ تا ۱۱۱)
جناب آقای خامنه‌ای، هواداران شما با کدام معیار، حکومتی را که مطالبهامانت درآراء انتخابات را با ضرب و شتم و ابزار قتاله پاسخ می‌دهند، نظاممقدس!! می‌شمارند؟ شما وقتی کارهای بزرگ را به اشخاص کوچک می‌سپارید،برای حفظ موقعیت خود از هیچ اقدامی فروگذاری نمی‌کنند. به راستی منطق شمادرحمایت مستمر از آقای احمدی نژاد، که مملکت را با عملکردش در آستانهنابودی قرار داده، جز نزدیکی به افکار خودتان، آنچنان که در نماز جمعهگفتید، چیست؟ نمازی که فرصت استثائی خدائی بود تا جامعه را با قبول تقلبوقضاوت منصفانه خودتان به آرامش بیاورید. اما در "عهد نامه علی" آنگاه که ضوابط گزینش کارگزاران را: داشتن تجربه، حیاء،خانواده صالح، سابقه در اسلام پیشگام (نه متحجر)، اخلاق کریمانه، بی طمعیمالی، عاقبت اندیشی و ... تبیین میکند به گونه دیگری توصیه شده است:
کارگزارانت را پس ازآزمایش به کار بگمار، نه با تمایل شخصی و رأی فردی.که این شیوه ظلم است و خیانت (به ملت). (بند ۷۲)
ج- سرکوب مخالفین
کشتارهای فجیعی که در برخورد با دانشجویان و یا در تظاهرات مسالمتآمیزخیابانی در حوادث اخیرتوسط نیروهای تحت فرمان مستقیم وغیر مستقیم شمارخ داده است، تماماً حکایت از عزم راسخ آن مقام در قلع و قمع مخالفینیمی‌کند که جز تجدید انتخابات ِمهندسی شده درخواست دیگری ندارند. گویا فداشدن هزاران نفر برای به کرسی نشاندن تصمیم رهبری و نادیده گرفتن میلیونهادرخواست منطقی اهمیتی در نظام ولائی شما ندارد!؟
اگر از خاطر نبرده باشید،۵۶ سال قبل در بیدادگاه نظامی شاه، وقتی مرحومطالقانی و سایر سران نهضت آزادی محاکمه می‌شدند، مهندس بازرگان پس ازدریافت محکومیت ده ساله خود خطاب به تیمسار"قره باقی" رئیس دادگاه گفت:
ما آخرین گروهی هستیم که با زبان قانون وبه شیوه مسالمت آمیز با شما سخنمی‌گوئیم. با محکوم کردن ما ملت خاموش نمی شود بلکه با زبان دیگری با شماسخن خواهد گفت.
ده سال بعد حرکت‌های چریکی درجنگل‌های "سیاهکل" و عملیات مسلحانه شهریجایگزین مبارزات مسالمت آمیزپارلمانی شده بود. تشکیلات شما استثنا نیست وقوانین الهی شیخ و شاه نمی‌شناسد.
شما این سخت‌سری و قاطعیت را به نفع نظام ولائی می‌دانید، اما در فرازدیگری از منشور حکومتی على (ع) نظر دیگری عنوان شده است:
ترا هشدار میدهم در باره خونها (جان مردم) و خون ریزی به ناحق. زیرا هیچعاملی بیش از کشتاربه ناحق موجب بروز نابسامانی‌های اجتماعی (نقمت) وپی‌آمدهای تخریبی عظیم و زوال و بریده شدن مدت (حکومت) نمی‌گردد ....مبادا پایه های سلطنت خویش با ریختن خون حرام تقویت کنی که چنین شیوه‌اینه تنها موجب تضعیف و سستی ارکان حکومت، بلکه زوال و انتقال آن (به نظامیدیگر) می‌شود. (بند ۱۴۱)
جناب آقای خامنه‌ای، شما که اجازه نمی‌دهید خبرنگاران داخلی و خارجی ازصحنه‌هائی که هوادارانتان آفریده‌اند، فیلم و گزارشی تهیه کنند، آیامستقل از فضا و فیلتری که پیرامونتان ایجاد کرده‌اند هرگز فرصت کرده‌ایدنیم نگاهی به عکس‌ها و فیلم‌هائی که جوانان جسور با موبایل‌های خود ازجنایت‌های مأمورانتان گرفته‌اند بیندازید؟ آیا حمله نیروهای سرکوبگر درلباس شخصی را که همچون گرگ به جان جوانان برومند وطن افتادند دیده‌اید؟مگر امام علی(ع) در همان عهدنامه هشدار نداده بود:
مبادا، همچون درندگان به جان مردم افتاده و خورد نشان را غنیمت بشماری.آنها از دو حال خارج نیستند؛ یا برادر دینی تواند و یا همنوع تو (بند ۹ و۱۰).
البته شما در نماز جمعه با فرافکنی زیرکانه‌ای مسئولیت این جنایت ها رابه گردن "تروریست های نفوذی"! انداختید که در پوشش تظاهرات خیابانی ضرباتتروریستی خود را وارد می کنند. عجبا، چگونه است که تروریست ها اهداف خودرا همواره از میان دانشجویان معترض دانشگاهها و در میان مردم عادی انتخابمی‌کنند!؟
گفتید:"اینکه بروند دانشگاه و جوان دانشجوی مؤمن و حزب اللهی را آنهم باشعار رهبری مورد تهاجم قرار دهند دل انسان را واقعا خون می کند"! اگرچنین احساسی صادقانه است، چرا برای یکبار هم که شده دستور نمی‌فرمائیدنیروهای انتظامی شما با نیروهای رسمى با لباس شخصی برخورد و آنها رادستگیر کنند؟
امام علی به مالک اشتر، با آنکه مطمئن ترین یاور او بود، در دفاع از حقوقمردم تازه مسلمان مصرو پرهیز او از اتخاذ شیوه‌های خشن در برخورد با مردمفرمود:
اگر به خطا کسی را کشتی یا تازیانه‌ات، یا شمشیرت، یا دستت در عقوبت ازحدّ گذرانید، یا با مشت و بالاتر از آن، به ناخواسته مرتکب قتلی شدی،نباید گردن کشی و غرور قدرت تو مانع آید که خون بهای مقتول را به خانوادهاش بپردازی.
جناب آقای خامنه‌ای، در نظام ولایتی شما خونبها که پیش کش! جنازه جوانانرا هم به خانواده‌هاشان به راحتی تحویل نمی‌دهند تا بر آنان عزاداریکنند!؟ این است رأفت وعطوفت اسلامی ادعائی شما!
شما با تحریک عواطف مذهبی نمازگزاران، بخش عظیمی از ملت را فریب خوردگانیا وابستگان به بیگانه شمرده و مرتکب ظلم عظیمی می‌شوید. شما ناله ونفرین مادران داغدار وفرزندان شکنجه شده آنان را نمی‌شنوید اما در نظامخداوند ِ سمیع و علیم ناله والدین "ندا"های مقتول بدون جواب نمی‌ماند.
(بند۱۹) هیچ عاملی برای تغییر نعمت‌ها (راحت و رفاه و امنیت و آزادی) درجامعه و شتاب گرفتن نقمت ها (نومیدی، اعتیاد، فساد، فحشاء و ...) مؤثرتراز قدرت گرفتن یک حکومت بر پایه ظلم نیست. زیرا خداوند شنوای دعای شکنجهدیدگان و در کمین ستمگران است.
د- شخصیت پرستی مشرکانه
جناب آقای خامنه‌ای، ملت ما در انقلاب سال ۵۷ ازطاغوت زمان که نماد طغیاناستبدادی یک فرد بود، نجات یافت و به حاکمیت ملی رسید. اینک پس از ۳۱سال، گرچه ظواهر و عناوین عوض شده، اما همچنان در بر همان پاشنه می گرددو اکثریت ملت درنظام ولایت مطلقه و شورای نگهبان و سایر نهادهای وابسته،از حاکمیت خود محرومند. شیوه‌های شخص پرستی و بت سازی مشرکانه از مقاماتو تملق و چاپلوسی، سکه رایج زمانه است و بر خلاف امام علی که در طرد ودفع متملقین فرصت‌طلب از هیچ فرصتی دریغ نمی‌کرد، متأسفانه دیده نمی‌شودمقام رهبری ابراز برائتی از چنین چاپلوسانی کرده باشند. گویا این فراز زیر از عهدنامه به کلی فراموش شده است:
هرگاه از اقتدارخویش احساس ابهت واوج خیال (در آسمان جاه و مقام) کردی،نگاهی به عظمت ملک خداوند بر بالای سرت بیفکن و قدرت او را برخویش، کهفاقد آنی، در نظر بگیر. با چنین به خود نگریستنی سرکشی تو تسکین مییابد، تند و تیزی تو فرو می‌کاهد و عقل و خِردی که از توگریخته بازمی‌گردد (بند۱۴).
ر - عدالت پروری
انتظار ملت از شما چیزی جز انصاف و عدالت و ترجیح حقوق ملت برتمایلاتخودتان نیست، شادمانی شما نیز، آنچنان که در عهدنامه آمده است، نباید جزاجرای عدالت و جلب رفاه و رضایت مردم باشد. این سخن ِامامی است که یکسرهاز ولایت او داد سخن می‌دهید:
بهترین مایه شادمانی رهبران باید بپا داشتن عدالت در شهرها وپدیدار شدندوستی (طرفداری) ملت باشد و چنین دوستی حاصل نمی‌شود، مگربا خوش‌بینی‌شانو این نیزحاصل نمی‌شود جز با گردآمدنشان پیرامون مسئولین امور و سنگیننشمردن بار دولت آنها بردوش خود و ترک ِآرزوی سر آمدن دوران زمامداری‌شان(بند۵۸).
جناب آقای خامنه‌ای، پایان بخش نامه خود را مقدمه عهدنامه امام علیقرارمی‌دهم، مقدمه‌ای که به هنگام اعزام مالک اشتر به سرزمین فراعنه،نوشته شده است:
ای مالک، بدان که تو را به سرزمینی فرستاده‌ام که پیش از تو دولت‌هادیده، برخی دادگر و برخی ستمگر. و مردم در کارهای تو به همان چشمیمی‌نگرند که تو در کار رهبران پیش از خود می‌نگری ودرباره تو همانمی‌گویند که درباره آنان می‌گوئی و نیکوکاران را از آنچه خدا بر زبانمردم جاری می‌سازد توان شناخت.
میهن عزیز ما بیش از ۲۵ قرن است درسلطه سلسله سلاطینی، عموماً ستمکارزیسته است، زمان زیادی ندارید تا قضاوت بندگان خدارا عوض کنید. آریامهر!!آنگاه صدای انقلاب مردم را شنید که فریاد "مرگ برشاه" همه فضای شهر را پرکرده بود. به نصیحت امیرمؤمنان گوش دل بسپارید که فرمود:
کفایت کار مردم به عهده تو قرار گرفته وخداوند ترا در رفتارت با ملتامتحان می‌کند. پس خود را در جنگ با خدا قرار مده که قدرتی در برابرانتقام او نداری و نیز بی‌نیاز از عفو و رحمتش نیستی (بند۱۱).
... و مااریدان اخالفکم الی ما انهیکم عنه ان ارید الاالاصلاح مااستطعت وماتوفیقی الابالله علیه توکلت و الیه انیب (هود۸۸

No comments: